حمايت مي كنيم
حمايت مي كنيم
پوسترهای عاشورایی
سلام
سه پوستر عاشورایی طراحی کرده ام برای عاشقان امام حسین (ع)
:: طراحی شده توسط پایگاه عشق علیه السلام::
برای مشاهده در سایز اصلی روی تصویر مورد نظر کیک کنید .
اگراشكي ازچشم آمد،یعنی به تو اذن دادهاند
آيتالله بهجت: اگر اشكي از چشم آمد، یعنی به تو اذن دادهاند
آنچه می خوانید بیانات و توصيههاي حکیمانه عارف واصل و فقیه عالیقدرمرحوم آيتالله بهجت است که در مورد عزاداري و گريه بر امام حسين(ع) ایراد شده است:
آقاياني كه به شغل مدّاحي اهلبيت مبتلا هستند و به ذكر فضايل و مصائب آن بزرگواران ميپردازند، بايد بدانند كه در چه موقعيّتي هستند و چه چيزي را دارند انجام ميدهند و براي چه دارند اين كار را ميكنند.
بايد بدانند همان مودّت ذِيالْقُربي كه در قرآن است پياده ميكنند، خواه ذكر فضايل اهلبيت (ع) باشد و يا ذكر مصايب آنان، همه اجر رسالت را ادا كردن، و مردم را بر قرآن تثبيتكردن است؛ زيرا در قرآن آمده است
كه إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي.
اگر كسي بگويد ما قرآن را ميخواهيم، ولي با اهلبيت كاري نداريم و حَسْبنُا كِتابُ اللّهِ، ما ميگوييم: آيا همان كتابالله كه در آن «إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي» هست، آن را ميگوييد؟ آيا ميشود گفت كاري به اهلبيت نداريم؟
كتاباللّهي كه در آن ميگويد: «أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ و أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْدر مَتي» آن را ميگويي؟ آيا اين بدون اكمال، بدون ولايت اهلبيت ميشود؟
آن قرآن را ميگويي كه ميگويد: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ»؟
بله، اگر در قرآن شما ا ين آيهها نباشد، ممكن است بگوييد ما قرآن را ميگيريم و در قرآن ما اينها نيست.
علي هذا، بايد بدانيم كه يك واجب بزرگي بر دوش همه هست. معلّمين و مدّاحان بايد بفهمانند كه از محبّت اينها نبايد دست برداشت. همه چيز در محبّت است.
ما اگر خدا را دوست بداريم، آيا ممكن است دوستانش را دوست نداشته باشيم؟
آيا ممكن است اعمالي را كه او دوست دارد، دوست نداشته باشيم؟
آيا ميشود كسي دوست خدا باشد ولي دوستِ دوستان خدا نباشد؟ و اعمالي را كه خدا، دوست نداشته باشد، و اعمالي را كه خدا دشمن دارد دوست داشته باشد؟ آيا چنين چيزي ميشود؟
قهراً كسي كه گفته است «حَسْبُنا كِتابُ اللّه و هيچ چيز ديگري لازم نيست» دروغ واضح و آشكار است، مثل اينكه در روز بگويد حالا شب است و در شب بگويد: حالا روز است.
كتابالله كه پر است از «كُونُوا مَعَ الصّادِقين» كتابالله كه صف متّقين و فاسقين را جدا نموده ببينيد فاسقين چه كساني هستند و متّقين چه كساني هستند. حالا آيا ميشود تفكيك و تبعيض كرد؟ اين مثل آن است كه كسي بگويد: ما نصف قرآن را قبول داريم و نصف ديگر را قبول نداريم، كما اينكه يهود و نصاري سيصد سال قبل گفتند: لعن يهود و نصاري بايد از قرآن حذف شود. حتي غير از خداپرستي چيز ديگر در قرآن نبايد باشد. آيا واقعاً اگر قرآن را تنصيف كنيم، قرآن است؟ سپس بگوييم خداپرستي هم لازم نيست. بتپرستان هم بگويند خوب ما هم گناهي داريم هم صفايي داريم، هم زنايي داريم، هم مال مردمخوري داريم، البته يك مطالبي هم ديگر قائلند كه ميگويند لازم نيست خدا يكي باشد، بلكه اينها «شُفَعائُنا عِنْدَاللّهُ» هستند.
پس اگر بنا بر تبعيض باشد، اكثر مردم اصلا خداپرست نيستند، بلكه بتپرستند. در صورتيكه دين خدا تبعيضي نيست، يا بايد همهاش را بگيري يا اينكه هيچچيز را نگيري.
يك مرد ناجوري هنگام مرگ به بچّههاي خودش وصيت كرد: اي بچهها! اينهايي كه شما را به خداپرستي و دينداري دعوت ميكنند تا ميتوانيد وجود خدا را انكار كنيد، وگرنه اگر مغلوب شويد و قبول كنيد كه خدايي هست ديگر از شر اينها راحت نميشويد و بايد تابع اينها باشيد، اگر گفتند زن بايد از روي دست وضو بگيرد و مرد از پشت دست وضو بگيرد، نميتواني مخالفت كني.
در هر صورت بايد ببينيد مدّاحي چيست و مصيبتخواني چيست، گرياندن و گريستن چيست؟ برخي آن قدر احمق هستند كه نميفهمند اين اشكTطريقه تمام انبياء عليهمالسّلام بوده براي شوق لقاءالله و براي تحصيل رضوانالله. در مسأله دوستان خدا نيز از همين باب است و محبّت اينها هم ـ اگر در مصائب اينها اشك ميآورد و در شادي آنان شادمان، و در حزن آنها محزون ميسازد ـ همينطور است.
دليل بسيار است.
اوّل اينكه: همه انبياء عليهمالسّلام از خوف خدا بُكاء داشتند، آيا از شوق لقاي خدا بكاء نداشتند؟ انبياء عليهمالسّلام كارشان همين بوده است. اگر كسي انبياء را قبول دارد، بايد بكاء و گريه را قبول داشته باشد.
و همچنين اين مسأله كه وارد شده است و نزد ما ثابت است و اين مطلب در اذن دخول سيدالشهداء عليهالسّلام منصوص است كه «اأَدْخُلُ يا اللّهُ؟ اأَدْخُلُ يا رَسُولُ اللّهِ؟» اي خدا، آيا وارد شوم؟ اي پيامبر خدا! آيا داخل شوم؟
از اينها بايد استيذان بشود. اما كيست كه اين مطلب را بفهمد و عاقل باشد: «فَإِنْ دَمَعَتْ عَيْنُكَ، فَتِلْكَ عَلامَةُ الاِذْنِ»
پس اگر چشمت اشكآلود شد، اين نشانه اذن و اجازه [از سوي خدا و رسول خدا] ميباشد.
اگر اشكي از چشم آمد، علامت اين است كه به تو اذن دادهاند. اين اشك چشم من به اعليعلييّن مربوط است، اما احمقها ميگويند: نه اشك چشم ـ نعوذ بالله ـ خرافات است. در حالي كه اين اشك چشم به بالا مربوط است.
عمل اُمُّداوود آنقدر مفصّل است كه بعضيها از ظهر تا غروب نميتوانند تمام كنند. دستور است كه در آن سجده آخري سعي بكن از چشمت اشكي بيايد، اگر اشك آمد علامت اين است كه دعاي تو مستجاب شد.
حالا يك عدّهاي ميگويند اين اشك هيچ كاره است، در حاليكه اين اشك مربوط است به اعلي علييّن، از آنجا استيذان ميكند و از آنجا استجابت دعا ميكند.
لذا كساني كه حاجت مهمّي دارند بايد بدانند نمازها و عبادتهايي را كه براي حاجت ذكر شده انجام دهند، براي اينكه چون تثبيت بكنند يا تأييد بكنند و به حاجت خودشان برسند، بايد ملتفت باشند كه بعد از طلب حاجت و دعا و نماز به سجده بروند و سعي كنند به اندازه بال مگسي، تر بشود. اشك چشم علامت اين است كه مطلب تمام شد.
بله، چيزي كه هست عينك ما درست صاف نيست، ما نميفهميم. چون فرض كنيد ما از خدا خانه ميخواهيم و خدا خانهاي كه ما ميخواهيم براي ما مصلحت نميداند، حالا خدا چه كار ميكند، آيا دعاي او را باطل ميكند؟ نه بلكه بالاتر از خانه به او ميدهد، به مَلَك ميفرمايد: «چند سال عمر اين فرد را افزايش بده»، در حالي كه اين بيچاره خيال ميكند در برابر اين همه زحمت كه كشيد، اثري از خانه و از دعاي خودش نديد و دعايش مستجاب نشد. چون نميداند كه بالاتر از استجابت اين دعا به او داده است، اين را نميفهمد. بايد به خدا حسن ظّن داشته باشيم و عينك بايد واسع و صاف باشد و كدورت نداشته باشد.
بوي سيب
بوي سيب
در چاووش خوانيهاي زائران کربلا ميگفتند: «ز تربت شهدا بوي سيب مي آيد».نيزمعروف است کساني
که صبح زود به زيارت کربلا بروند، بوي سيب بهشتي استشمام ميکنند.اين سخن ريشه حديثي دارد.در بحار الانوار چنين آمده است:
روزي امام حسن و امام حسين «ع» به حضور پيامبر رسيدند، در حالي که جبرئيل هم نزد رسول خدا بود.اين دو عزيز، جبرئيل را به «دحيه کلبي» [1] تشبيه کرده و دور او ميچرخيدند. جبرئيل هم چيزي در دست داشت و اشاره ميکرد.ديدند که در دست جبرئيل يک سيب، يک گلابي و يک انار است.آنها را به «حسنين» داد.آن دو خوشحال شدند و با شتاب نزد پيامبر دويدند.پيامبر آنها را گرفت و بوييد و فرمود: ببريد نزد پدر و مادرتان.آن دو نيز چنان کردند. ميوهها را نخوردند تا آنکه پيامبر «ص» هم نزد آنان رفت و همگي از آنها خوردند، ولي هر چه ميخوردند، ميوهها باز باقي بود.تا آنکه پيامبر از دنيارفت.امام حسين «ع» نقل ميکند که در ايام حيات مادرمان فاطمه «ع» تغييري در ميوهها پيش نيامد، تا آنکه فاطمه از دنيا رفت، انار ناپديد شد و سيب و گلابي مانده بود.با شهادت علي «ع» گلابي هم ناپديد شد و سيب به همان حالت باقي ماند.امام حسن «ع» مسموم و شهيد شد و سيب همچنان باقي بود تا روزي که (در کربلا) آب را به روي ما بستند.من هر گاه تشنه ميشدم آن را ميبوييدم، سوز عطش من تسکين مييافت.چون تشنگيام شدت يافت، بر آن دندان زدم و ديگر يقين به مرگ پيدا کرده بودم.
امام سجاد «ع» ميفرمايد: اين سخن را پدرم يک ساعت قبل از شهادتش فرمود.چونشهيد شد، بوي سيب در قتلگاه به مشام ميرسيد.دنبال آن گشتيم و اثري از سيب نبود، ولي بوي آن پس از حسين «ع» باقي بود.قبر حسين را زيارت کردم و ديدم بوي آن سيباز قبر او به مشام ميرسد.پس هر يک از شيعيان ما که زيارت ميکنند، اگر بخواهند آن رابشنوند، هنگام سحر در پي زيارت بروند، که اگر مخلص باشند، بوي آن سيب را استشمامميکنند. [2] .
پي نوشت :
[1] نام شخصي خوش سيما بود که جبرئيل، اغلب به صورت او آشکار ميشد.
[2] بحار الانوار، ج 43، ص 289.نيز ر.ک: مناقب، ابن شهر آشوب، ج 3، ص 391.
نقش عاشورا در بيداري ملتها
نقش عاشورا در بيداري ملتها
تنها عنصر و رخدادِ هشدار دهنده و بيدار کننده مردمان طول تاريخ واقعه عاشورا است، بيجهت نيست که در طول ساليان دراز هنوز اين رويدادِ مهمّ تاريخي، محترم شمرده ميشود. ملّتها همه با تأسي به
رشادتها و جانبازيهاي امام و ياران فداکارش که تا پاي جان ايستادند ودر برابر يزيديان تسليم نشدند و شهادت و اسارت را بر بيعت ننگين با يزيد ترجيح و برتري دادند در برابر ستمگريهاي مستبدّان و مستعمران و اجانب و نوکران آنان ايستادگي ميکنند و شهادت را بر تسليم و استثمار و استعمار برتري دهند، چه اين که در طول تاريخ و حتّي در زمان حاضر ملّتها خواهان آنند هر چه زودتر استقلال اقتصادي و فرهنگي خويش را بازيابند و آقاي خود باشند و آزادانه در زير پرچم اسلام و قرآن بدون جنگ و برادرکشي بزيند و پيوند برادري با همسايگان و کشورهاي مؤمن و مسلمان برقرار کنند. اکنون در بيشتر ممالک با توجه به قيام عاشورا و اين که امام و يارانش مظلومانه به شهادت رسيدند و چه ستمها که بر اهل بيت و امامان در طول تاريخ روا داشته شد در برابر طاغوتيان زمانه هيچگاه تسليم و سرسپرده نخواهند شد. ملّتشريف ايران در پي اين توجه بود که انقلاب کرد و دست ستمگران را کوتاه ساخت و اسلام و قرآن را بر اين مرز و بوم حاکم گرداند. همه روز عاشوراست و همه جا کربلاست و تا کربلا و عاشورا و محرم و صفر نامشان زنده است جايي براي کافران و منافقان و مستبدّان ومستعمران نيست و باطل رفتني و حق آمدني است و آنچه باقي ميماند قرآن و اسلام وتوحيد و کلمةاللّه است.
عاشورا الگويی برای بيداری اسلامی
عاشورای حسينی الگويی برای بيداری اسلامی
با بيداري اسلامي ملتها خواهان كرامت انساني و عزت شدند. امام حسين نیز که برجستهترين نماد عزت، آزادگي و مكارم انساني است، الگوي بارز و مصداقي ارزشمند از صلابت و ايثار برای انسانهاي
آزاده است.
همه ساله با فرارسيدن ماه محرم وايام عزاداري عاشورا ي حسيني شيعيان و دلداده گان امام حسين علیه السلام حال وهواي ديگري به خود مي گيرند اما امسال براي برخي شيعيان مظلوم آن حضرت و مسلمانان محرم سال 1432و ايام عاشوراي حسيني، ايام خاصي خواهد بود؛ چرا كه در اين ايام به دور از سران فاسد و وابسته غربي به عزاداري سالار شهيدان خواهند پرداخت و موج بيداري اسلامي در ساير كشورهاي مسلمان منطقه نيز كه مي توان گفت با الهام گرفتن از فرهنگ عاشورایي شكل گرفته است با سرعت خاصي پيش خواهد رفت.
در ادامه مطلب می خوانیم ...
1. اهداف قيام عاشورا و بيداري اسلامي
2. آزادگي و كرامت انساني
3. شيوه مبارزه قيام عاشورا و قيام ملتهاي منطقه
4. نمايانشدن چهره اسلام واقعي
5. روحيه همبستگی و الهامبخشی به قیامهای بعدی
6. الگو شدن مسلمانان براي ساير ملل
7. درسي براي جهاد و شهادت
بيداري اسلامي تجلي مكتب سيدالشهدا
بيداري اسلامي تجلي مكتب سياسي سيدالشهدا(ع)
عضو هيئت علمي بعثه مقام معظم رهبري با تأكيد بر اينكه امام حسين(ع) با قيام خود يك مكتب سياسي را براي بشريت پايهريزي كرده است، گفت بيداري اسلامي كه امروز شاهد هستيم، تجلي همان مكتب سياسي سيدالشهدا(ع) در صحنه عملي و عيني است.
آيتالله مهدي هادوي تهراني، فضايي كه پس از رحلت حضرت رسول(ص) در جهان اسلام به وجود آمد
باعث شد تا عليبن ابيطالب (ع) 25 سال خانهنشين شود و وضعيت به گونهاي شد كه اگر امام علي (ع) اقدامي را براي به دست گرفتن حكومت انجام ميداد، قدرتطلبي شخصي در اذهان مردم شكل ميگرفت.
وي افزود اگر تصور قدرتطلبي در ذهن مردم نسبت به حضرت علي(ع) شكل ميگرفت، به درگيري ميان بنيهاشم و برخي قبايل ميانجاميد. همچنين اين فضا در دوران امامت امام حسين (ع) نيز با شگردهاي زيركانه معاويه، بسيار توسعه پيدا كرد به طوري كه كوچكترين اقدام سيدالشهدا (ع) حمل بر قدرتطلبي شخصي و درگيري طايفهاي ميشد.
رئيس مؤسسه رواق حكمت تصريح كرد امام حسين (ع) تلاش ميكرد تا جو فرهنگي حاكم را بشكند. در واقع، مجموعه آن چيزي را كه امام از آغاز حركت از مدينه تا واقعه عاشورا را براي مصلحت امت اسلامي و حفظ ارزشهاي اسلامي ميدانست دست به چنين حركتي زد لذا مجموع سخنان حضرت سيدالشهداء(ع) نيز در همين راستا بود.
در ادامه مطلب می خوانیم :
1. ايستادگي مقابل حاكم جور در زمان امام حسين(ع) به يك وظيفه عمومي تبديل شد
2. احترام حر به حضرت زهرا(س) زمينه دستيابي او به بصيرت شد
3. انسان براي دستيابي به مسير صحيح همواره نيازمند هدايت الهي است
4. بيداري اسلامي تجلي عملي و عيني مكتب سياسي سيدالشهداست
5. تفكر اهلبيت (ع) نقطه عطف و اساس پيدايش بيداري اسلامي امتها به شمار ميرود
اقامهي عزا تأثير آن در بيداري مردم
اقامهي عزاي امام حسين و تأثير آن در بيداري مردم
يکي از عوامل مهمي که در آگاهي مسلمانان و زمينهسازي قيامها و حرکتها نقش داشت، تلاشهاي ائمهي دين و پيشوايان معصوم عليهمالسلام در زنده نگه داشتن حادثهي عاشورا و افشاگري جنايات
رژيم حاکم بود. در آن جو خفقان و وحشت و تبليغات وسيع و دامنهدار حکام اموي و عوامل آنان، به خصوص آخوندهاي درباري و محدثان مزدور که بر جعل احاديث در مدح خلفا و سرپوش گذاشتن بر جنايات آنان ميکوشيدند و هر گونه قيام و حرکتي را سرکوب ميکردند، اقامهي عزاي امام حسين عليهالسلام و زنده نگه داشتن ماجراي کربلا و گريههاي اهل بيت عليهمالسلام و حزن آنان و روضه خوانيها و تشکيل جلسات در رثاي امام حسين عليهالسلام و تشويق شاعران متعهد و مرثيه سرايان خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله بزرگترين عامل بيداري مردم و شوراندن آنان بر ضد دستگاه حاکم بود.
ائمهي دين عليهمالسلام مجالس را براي ياد بود حضرت سيدالشهدا عليهالسلام تشکيل ميدادند و با وجود استقبال و علاقهي مردم، آنان را تشويق ميکردند که براي امام حسين عليهالسلام مجالس ذکر مصيبت تشکيل دهند و مذهب اهل بيت عليهمالسلام را با اين جلسات زنده نگه دارند. ذکر حوادث کربلا و يادآوري مصايب خاندان رسول خدا صلي الله عليه و آله مکتب اهل بيت عليهمالسلام را زنده ميکرد و مانع زدودن ياد خاندان پيامبر و وارثان به حق رسول خدا صلي الله عليه و آله از ذهن مردم ميشد. حوادثي که در کربلا رخ داد و جناياتي که به وقوع پيوست و مظالمي که بر خاندان رسول خدا صلي الله عليه و آله رفت هر سنگدلي را تحت تأثير قرار ميداد و ائمهي دين عليهمالسلام خوب ميدانستند که بيان مظلوميت سيدالشهدا عليهالسلام و ذکر مصايب آن حضرت، عواطف مردم را تحريک ميکند و دلها را جلب مينمايد. بازگويي وقايع عاشورا چنان مردم را به هيجان و تلاطم واميداشت که مردم، ناخودآگاه در مقابل حکام جور موضع ميگرفتند و آتش خشم انقلابي و مقدسي را در آ نان در مقابل مظالم امويها شعلهور ميساخت.
از سوي ديگر، مردم به حقانيت خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله پي ميبردند و قلوب آنان نسبت به اهل بيت عليهمالسلام و سيدالشهداء عليهالسلام جلب ميشد و نسبت به عاملان حادثهي کربلا و قاتلان امام حسين عليهالسلام لعنت ميفرستادند و ابراز تنفر و انزجار ميکردند. يکي از شواهد اهتمام ائمهي دين عليهمالسلام بر اقامهي عزاي امام حسين عليهالسلام رواياتي است که در فضيلت عزاداري سيد مظلومان و تشکيل مجالس عزا وارد شده است.
محمد بن مسلم از امام باقر عليهالسلام و آن حضرت از پدرش امام سجاد عليهالسلام نقل کرده است: «هر مؤمني که در عزاي امام حسين عليهالسلام اشکش جاري ميشود، خداوند او را در قصرهاي بهشتي جاي خواهد داد.» [1] .
همچنين از ابيهارون مکفوف نقل شده است که امام صادق عليهالسلام به من فرمود: «يا اباهارون، دربارهي مصايب امام حسين عليهالسلام برايم شعر بخوان.»
اباهارون ميگويد: چند بيت شعر در رثاي امام حسين عليهالسلام خواندم و امام عليهالسلام و اهل خانهي او گريه کردند.
سپس امام عليهالسلام فرمود: «کسي که در رثاي امام حسين عليهالسلام شعر بگويد و خود بگريد و ديگران را بگرياند، اهل بهشت است و هر کس مصايب امام حسين عليهالسلام را بشنود و به قدر بال پشهاي اشک از چشمش جاري شود، ثواب او با خداست و خداوند به کمتر از بهشت او را پاداش نخواهد داد.» [2] .
بکر بن محمد ازدي از امام صادق عليهالسلام نقل کرده است که امام فرمود: «آيا مجالسي که در آن احاديث ما بين شود بر پا ميکنيد؟ گفتم: بلي.
حضرت فرمود، «من اين مجالس را دوست دارم. ولايت ما را زنده نگه داريد و مصايب ما را، که نشانهي مظلوميت ما است، بازگو کنيد. کسي که مصايب ما را ياد کند يا ديگران آن را براي او نقل کنند و به قدر بال پشهاي در عزاي ما گريه کند، خداوند او را ميآمرزد.» [3] .
روشن است که تشکيل چنين مجالسي سبب آگاهي مردم ميگشت و آنها را نسبت به مظالمي که بر خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله رفته بود، آگاه ميکرد و از اين راه، ماهيت رژيمهاي حاکم را بر ملا ميساخت. نکتهي ديگري که از اين روايات استفاده ميشود آن است که ائمهي اطهار عليهمالسلام دوست داشتند اين مجالس در مرئي و منظر مردم باشد تا همهي مردم اعم از زن و مرد، از موضوع با اطلاع شوند و حقيقت مظلوميت اهل بيت عليهمالسلام و ستمي که بر آنان رفته است بر همگان روشن شود و بفهمند که امامت و خلافت، حق اهل بيت عليهمالسلام بوده و ديگران آن را غصب کردهاند.
پي نوشت :
[1] ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، ص 108.
[2] همان. ص 109.
[3] ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، ص 223.
دو بیتی

عالم سينه ميزد!
نگاه شمع، نمنم سينه ميزد
خدا داند، که عالم سينه ميزد
نه تنها خاک آن شب، گريه ميکرد
برايت آسمان هم، گريه ميکرد
نم نم سينه ميزد!
چو حرف ازغربت ديرينه ميزد
نگاهم، شعله در آئينه ميزد!
غريبانه، دل من نوحه ميخواند
دو دسته اشک، نم نم سينه ميزد!
گلوي زخمي!
ستاره گريه و الماس، با من
شبست و، بوي زخم ياس، با من
تمام حزن زينب را بخوان باز
گلوي زخمي احساس با من!
وضو در مهتاب!
عطش، خورشيد را سيراب ميکرد
گل شش ماهه را بيتاب ميکرد
تني بيدست، با مشگي پر از آب
وضو در چشمهي مهتاب ميکرد!
مسلخ عشق
زمرگ سرخ، ايمان سبزپوشست
امامت تا قيامت در خروشست
بگو با عاشقان: در مسلخ عشق
به گوش جان طنين نوش، نوشست!
نماز عشق
نماز عشق، در صحرا به پا بود
امام عاشقان، خون خدا بود
سري که بر سر ني آيه ميخواند
به هفتاد و دو ملت آشنا بود!
کو دستهايش؟!
نواي العطش باشد به نايش
عمو رفته که آب آرد برايش
چه کس گويد به اين طفل عطشناک:
عمو آمد، ولي کو دستهايش؟!
خورشيد نيزه!
تو شور عاشقي در سر نداري
به دل، غير از غم دلبر نداري
دلا! خورشيد را بر نيزه کردند
تو صبح عشق را باور نداري؟!
رگهاي بريده!
هلا! روشنتر از متن سپيده
صبوري اين چنين را کس نديده
چه کرد آن لحظهي لرزيدن عرش
لبانت روي رگهاي بريده؟!
الا اي تيرها!
الا اي تيرها! از سر بگيريد
به سوي خاندانم پر بگيريد
اگر با کشتن من، عشق برپاست
مرا شمشيرها! در بر بگيريد
چه تنها بود زينب!
مآل انديش فردا بود، زينب
در آن صحرا، چه تنها بود زينب
به هنگام غروب تنگ آن روز
تمام غربت ما بود زينب!
دو رکعت گفتگو!
دلي پر هاي و هو با عشق دارم
حضوري در وضو، با عشق دارم
برواي غصه خلوت کن! که امشب
دو رکعت گفتگو با عشق دارم!
بميرم...!
خروش و ناله، آواي حرم شد
نگاه مهربانان، غرق غم شد
ز مرگ سرخت اي ماه عطشناک
بميرم، قامت خورشيد خم شد!
عطش!
عطش از چشم اصغر، خواب ميبرد
غمش، رنگ از رخ مهتاب ميبرد
بيابان را، سراسر آب ميبرد
علي را تشنگي از تاب ميبرد!
تير و چشم!
گرفته تير دشمن جا به چشمم
و خون جاريست جاي آب چشمم
کنار رود با ياد لبانت
دو چشمه اشک شد دريا به چشمم
ميسوخت ساقي!
عطش در چشمهايش موج ميزد
دل دريا برايش موج ميزد
ز سوز تشنگي ميسوخت ساقي
و دريائي بپايش موج ميزد
سيراب شد، آب!
ز شرم روي ماهش آب شد، آب
ز شوق ديدنش بيتاب شد، آب
نه بر لبهاي خود آبي رسانيد
نه از لبهاي او سيراب شد آب
نصيب!
کويري بود، سر تا پا عطش بود
تمام حرف اين صحرا، عطش بود
فراتي داشت چون دريا خروشان
نصيب ما از اين دريا، عطش بود
شفا
مطاف اهل دل، خاک حسينست
ملک در عرش: غمناک حسينست
شنيدم هاتفي در گوش جان گفت:
شفا در تربت پاک حسينست
امام حسین (ع) محور دین سیاسی است
امام حسین (ع) محور دین سیاسی است
انقلاب اسلامی الگوی امروزی نهضت عاشورا و موثر بر بیداری جهانی
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز امام حسین (ع) را محور دین سیاسی و یزید را محور سیاست دینی خواند و گفت: الگوی امروزی نهضت عاشورا که بر بیداری جهانی اثر گذاشته است انقلاب اسلامی است. 
حجت الاسلام والمسلمین احمد سالک، سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در نشست بیداری اسلامی جلوه ای از رهایی بخشی عاشورا، مبارزه با جهل را اصلی ترین ریشه قیام سیدالشهداء (ع) معرفی کرد و گفت: حضرت در معرفی خودشان به حاکم مدینه به اتصالشان به خاندان نبوت که مایه نزول رحمت الهی هستند، اشاره می کنند.
وی با بیان این مطلب که امام حسین (ع) نسبت به سران کفر جامعه شناسی داشته اند، اظهار کرد: باید توجه داشت که ایشان با طاغوت زمان مبارزه ای جامع و از سر اشراف بر جریان ها داشتند، امام در مبارزه با طاغوت زمان سراغ معلول نرفت بلکه در نهضت تاریخی خود علت العلل را نشانه گرفت.
حجت الاسلام سالک با اشاره به تاثیر قیام حسینی در سخن امام خمینی (ره) و مبارزه ایشان با علت العلل زمان یعنی شاه ملعون تصریح کرد: این قیام به اندازه ای روشنگر است که با گذشت 14 قرن امروز می بینیم که ملت های آزادی خواه نه تنها در جهان اسلام بلکه در دیگر نقاط کره زمین نیز از آن تاثیر پذیرفته اند البته پیوستن شخصیت هایی همچون حر به سپاه عترت (ع) در روز عاشورا نویدبخش تداوم این جریان در طول تاریخ و پیوستن حق طلبان به آن بوده است.
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به برخورد منطقی امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) با سپاه کفر که یزید را به عقب نشینی واداشت، بیان کرد: دین سیاسی محور نگاه امام حسین (ع) و سیاست دینی که جز شایعه، نیرنگ، فریب و تجاوز چیزی به همراه نداشت محور نگاه یزید بود از این رو امام برای اقامه عدل و قسط قیام تاریخی عاشورا را رقم زدند.
وی درباره تاثیر قیام حسینی بر بیداری اسلامی امروز عنوان کرد: بنابر قول امام حسین (ع) به بزرگان کوفه حاکم و رهبر دینی کسی است که بر اساس کتاب خدا حکم کرده، عدالت و قسط را برپا دارد، به دین خدا مقید باشد و هستی خویش را در راه خدا وقف کند اینها ویژگی هایی است که در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به خوبی تجلی یافته است تا جایی که رهبر معظم انقلاب در بیانات خود پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 فرمودند من خود را وقف اسلام کرده ام.
حجت الاسلام سالک ادامه داد: این شیوه تفکر و بینش در طول بیش از 30 سال الگوی نیروهای آزادی خواه بوده است، البته باید توجه داشت دلیل توفیق انقلاب ایران در جذب عموم آزادی خواهان جهان اعم از مسلمان و غیرمسلمان استقلال رای است، چراکه دیگر نهضت ها سر در آخور شرق و غرب داشته و دارند.
وی با بیان این مطلب که حتی اندیشمندان غربی همچون کسینجر بر پرچمداری ایران در انتقال آینده جهان به اسلام اذعان دارند، تاکید کرد: آنچه بیداری اسلامی را رقم زده و دامنه آن را جهانی کرده است ناشی از آزاد ساختن عقول در جریان آزادی خواهی است چنان که در جریان عاشورای امسال اهل سنت نیز با سربندهای یا حسین همراه با شیعیان به عزاداری برای امام حسین (ع) پرداختند.
حجت الاسلام سالک با برشماری دلایل بیداری اسلامی ابراز کرد: اندیشه الهی حاکم بر نیروهای پناه آورده به اسلام، فساد ناشی از سایر مکاتب مادی که حتی بنیان های خانوادگی را متزلزل کرده است، بیچارگی ناشی از ظلم و تبعیض آنچنان که در جریان وال استریت این یک درصدی ها بودند که بر 99 درصدی ها حاکم شدند، تمایل جامعه جهانی به دین و ارتقای سیاسی مردم از دلایلی است که بیداری اسلامی امروز را رقم زده و دامنه آن را حتی به کشورهای غیرمسلمان نیز تسری داده است.
وی عاشورای امام حسین (ع) را دارای نقشی اساسی در نجات جهان دانست و عنوان کرد: این نقش تا جایی در میان اندیشمندان دیگر کشورها پررنگ است که گاندی نجات هند را در عاشورا می دانست، البته نمی توان انکار کرد که الگوی امروزی نهضت عاشورا که بر بیداری جهان اسلام اثر گذاشته انقلاب اسلامی ایران است.
حجت الاسلام سالک خاطر نشان کرد: امروز روشنگری های واقعه عاشورا که در زمان امام سجاد(ع) با لسان دعا بیان شده است به جهت جاذبه های فراوان با حذف نام امام چهارم در کلیساها مطرح می شود و این خطری است که باید جدی گرفته شود.
چهل حديث کربلا

چهل حديث کربلا
حديث اول: حريم پاك.
عن النبى (ص) قال:
... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) در ضمن حديث بلندى مىفرمايد:
كربلا پاكترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعهها است و الحق كه كربلا از بساطهاى بهشت است.
بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نيز كامل الزيارات، ص 264
حديث دوم: سرزمين نجات
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):
يقبر ابنى بأرض يقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان.
پيامبر خدا (ص) فرمود:
پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مىشود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا ياران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .
كامل الزيارات، ص،269، باب 88، ح 8
حديث سوم:مسلخ عشق
قال على (عليه السلام):
هذا... مصارع عشاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم و لا يلحقهم من كان بعدهم.
حضرت على (عليه السلام) روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود:
اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمىرسند.
تهذيب، ج 6، ص،73 و بحار، ج 98، ص .116
حديث چهارم: عطر عشق
قال على (عليه السلام)
واها لك ايتها التربة ليحشرن منك قوم يدخلون الجنة بغير حساب
امير المومنين (عليه السلام) خطاب به خاك كربلا فرمود:
چه خوشبويى اى خاك! در روز قيامت قومى از تو بپا خيزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 4، ص 169
حديث پنجم: ستاره سرخ محشر
قال على بن الحسين (عليه السلام):
تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيد الشهداء و سيد شباب اهل الجنة.
امام سجاد (عليه السلام) فرمود:
زمين كربلا، در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مىدرخشد و ندا مىدهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است .
ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 268.
حديث ششم: كربلا وبيت المقدس
قال ابوعبدالله (عليه السلام)
الغاضرية من تربة بيت المقدس.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
كربلا از خاك بيت المقدس است.
كامل الزيارات، ص 269، باب 88 ح،.7
حديث هفتم: فرات و كربل
قال ابو عبد الله:
اءن أرض كربلا وماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
سرزمين كربلا و آب فرات، اولين زمين و نخستين آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست وشرافت بخشيد.
بحار الانوار، ج،98، ص 109 و نيز كامل الزيارات، ص .269
حديث هشتم: كربلا كعبه انبياء
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
ليس نبى فى السموات و الارض و اءلا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين (عليه السلام) ففوج ينزل و فوج يعرج.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هيچ پيامبرى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مىخواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زيارت امام حسين (عليه السلام) مشرف شوند، چنين است كه گروهى به كربلا فرود آيند و گروهى از آنجا عروج كنند.
مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111
حديث نهم: كربلا، مطاف فرشتگان
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
ليس من ملك فى السموات و الارض إلا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين (عليه السلام) ففوج ينزل و فوج يعرج.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هيچ فرشتهاى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مىخواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زيارت امام حسين (عليه السلام) مشرف شود، چنين است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آيند و فوجى ديگر عروج كنند و از آنجا اوج گيرند.
مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111
حديث دهم: راه بهشت
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
موضع قبر الحسين (عليه السلام) ترعة من ترع الجنة.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
جايگاه قبر امام حسين (عليه السلام) درى از درهاى بهشت است.
كامل الزيارات، ص 271، باب 89، ح 1
حديث يازدهم:كربلا حرم امن
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان يتخذ مكة حرم
امام صادق (ع) فرمود:
به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آنكه مكه را حرم قرار دهد
كامل الزيارات، ص 267 بحار، ج،98، ص .110
حديث دوازدهم: زيارت مداوم
قال الصادق (عليه السلام):
زوروا كربلا و لا تقطعوه فاءن خير أولاد الانبياء ضمنته...
امام صادق (ع) فرمود:
كربلا را زيارت كنيد و اين كار را ادامه دهيد، چرا كه كربلا بهترين فرزندان پيامبران را در آغوش خويش گرفته است.
كامل الزيارات، ص 269
حديث سيزدهم: بارگاه مبارك
قال الصادق (عليه السلام)
«شاطىء الوادى الايمن» الذى ذكره الله فى القرآن،(*) هو الفرات و «البقعة المباركة» هى كربلا.
امام صادق (ع) فرمود:
آن «ساحل وادى ايمن» كه خدا در قرآن يادكرده فرات است و با «بارگاه با بركت» نيز كربلا است.
*. قرآن مجيد، سوره قصص آيه 30
بحار الانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذيب
حديث چهاردهم: شوق زيارت
قال الامام باقر (عليه السلام):
لو يعلم الناس ما فى زيارة قبر الحسين (عليه السلام) من الفضل، لماتوا شوق
امام باقر (عليه السلام) فرمود:
اگر مردم مىدانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين (عليه السلام) است از شوق زيارت مىمردند.
ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزيارات.
حديث پانزدهم: حج مقبول و ممتاز
قال ابوجعفر (عليه السلام):
زيارة قبر رسول الله صلى الله عليه و آله و زيارة قبور الشهداء، و زيارة قبر الحسين بن على عليهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله عليه و آله.
امام باقر عليه السلام فرمودند:
زيارت قبر رسول خدا «ص» و زيارت مزار شهيدان، و زيارت مرقد امام حسين عليه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود
مستدرك الوسائل، ج 1 ص، 266 و نيزكامل الزيارات، ص 156
حديث شانزدهم: تولدى تازه
عن حمران قال: زرت قبر الحسين (عليه السلام) فلما قدمت جاءنى ابو جعفر محمد بن على (عليه السلام).... فقال (عليه السلام)
ابشر يا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) يريد الله بذلك وصلة نبية حرج من ذنوبه كيوم ولدته امه.
حمران مىگويد هنگامى كه از سفر زيارت امام حسين (ع) برگشتم، امام باقر (عليه السلام) به ديدارم آمد و فرمود:
اى حمران! به تو مژده مىدهم كه هر كس قبور شهيدان آل محمد (ص) را زيارت كند مرادش از اين كار رضايت خدا و تقرب به پيامبر (ص) باشد، از گناهانش بيرون مىآيد چون روزى كه مادرش او را زاد.
امالى شيخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف بحار، ج 98، ص 20
حديث هفدهم: زيارت مظلوم
عن ابى جعفر و ابى عبد الله (عليهما السلام) يقولان:
من احب أن يكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا يدع زيارة المظلوم.
از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند:
هر كس كه مىخواهد مسكن و مأوايش بهشت باشد، زيارت مظلوم (عليه السلام) را ترك نكند.
مستدرك الوسائل، ج 10، ص .253
حديث هجدهم: شهادت و زيارت
قال الامام الصادق (عليه السلام):
زوروا قبر الحسين (عليه السلام) و لا تجفوه فاءنه سيد شباب أهل الجنة من الخلق وسيد شباب الشهداء
امام صادق (ع) فرمود:
مرقد امام حسين (عليه السلام) را زيارت كنيد و با ترك زيارتش به او ستم نورزيد چرا كه او سيد جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهيد است.
مستدرك الوسائل ج 10 ص 256 و كامل ، ص 109
حديث نوزدهم: زيارت،بهترين كار
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
زيارة قبر الحسين بن على عليهما السلام من أفضل ما يكون من الأعمال.
امام صادق (ع) فرمود:
زيارت قبر امام حسين (عليه السلام) از بهترين كارهاست كه مىتواندانجام يابد.
مستدرك الوسائل، ج 10، ص .311
حديث بيستم: سفرههاى نور
قال الامام الصادق (عليه السلام)
من سره ان يكون على موائد النور يوم القيامة فليكن من زوار الحسين بن على (عليهما السلام)
امام صادق (ع) فرمود:
هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفرههاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السلام) باشد.
وسائل الشيعه، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.
حديث بيست ويكم: شرط شرافت
قال الصادق (عليه السلام)
من اراد ان يكون فى جوار نبيه و جوار على و فاطمه فلا يدع زيارة الحسين عليهم السلام .
امام صادق (ع) فرمود:
كسى كه مىخواهد در همسايگى پيامبر (ص) ودر كنار على (ع) و فاطمه (س) باشد زيارت امام حسين (ع) را ترك نكند.
وسائل الشيعه، ج 10 ص 331، ح 39
حديث بيست ودوم: زيارت، فريضه الهى
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
لو ان احد كم حج دهره ثم لم يزر الحسين بن على (عليه السلام) لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله «ص» لان حق الحسين فريضة من الله تعلى واجبه على كل مسلم.
امام صادق (ع) فرمود:
اگر يكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسين (عليه السلام) را زيارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است چرا كه حق حسين (ع) فريضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.
وسائل الشيعه، ج 10، ص 333
حديث بيت وسوم: كربلا كعبه كمال
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
من لم يأت قبر الحسين (عليه السلام) حتى يموت كان منتقص الاءيمان منتقص الدين، اءن ادخل الجنة كان دون المؤمنين فيها.
امام صادق (ع) فرمود:
هر كس به زيارت قبر امام حسين (ع) نرود تا بميرد ايمانش نا تمام و دينش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پايين تر از مومنان در آنجا خواهد بود.
وسائل الشيعه، ج 10 ص 335
حديث بيست و چهارم: از زيارت تا شهادت
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
لا تدع زيارة الحسين بن على عليهما السلام و مر أصحابك بذلك يمد الله فى عمرك و يزيد فى رزقك و يحييكء الله سعيدا و لا تموت الا شهيدا.
امام صادق (ع) فرمود:
زيارت امام حسين عليه السلام را ترك نكن وبه دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تورا با سعادت زنده دارد و نميرى مگر شهيد.
وسائل الشيعه، چ 10 ص،335
حديث بيست و پنجم: حديث محبت
عن ابى عبد الله قال:
من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين (عليه السلام) وزيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين (عليه السلام) و بغض زيارته.
امام صادق (ع) فرمود:
هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مىاندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه وخشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مىاندازد.
وسائل الشيعه، ج 10 ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص 76
حديث بيست وششم: نشان شيعه بودن
قال الصادق (عليه السلام)
من لم يأت قبر الحسين (عليه السلام) و هو يزعم انه لنا شيعة حتى يموت فليس هو لنا شيعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضيفان اهل الجنة
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
كسى كه به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال كند كه شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد او شيعه ما نيست واگر هم از اهل بهشت باشد از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود.
كامل الزيارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص 4
حديث بيست و هفتم: سكوى معراج
قال الصادق (عليه السلام)
من اتى قبر الحسين (عليه السلام) عارفا بحقة كتبه الله عزوجل فى اعلى عليين
امام صادق (ع) فرمود:
هر كس كه به زيارت قبر حسين (عليه السلام) نايل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترين درجه عالى مقامان ثبت مىكند.
من لا يحضره الفقيه، ج 2 ، 581
حديث بيست هشتم: مكتب معرفت
قال ابو الحسن موسى بن جعفر(عليه السلام)
أدنى ما يثاب به زائر ابى عبد الله (عليه السلام) بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولايته ان يغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.
حضرت امام موسى كاظم (عليه السلام) فرمود:
كمترين ثوابى كه به زائر امام حسين (عليه السلام) در كرانه فرات داده مىشود اين است كه تمام گناهان مقدم و موخرش بخشوده مىشود. بشرط اين كه حق و حرمت ولايت آن حضرت را شناخته باشد.
مستدرك الوسائل، ج 10 ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 138
حديث بيست ونهم: همچون زيارت خد
قال الامام رضا (عليه السلام)
من زار قبر الحسين (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله
امام رضا (عليه السلام) فرمود:
كسى كه قبر امام حسين (عليه السلام) را در كرانه فرات زيارت كند، مثل كسى
است كه خدا را زيارت كرده است.
مستدرك الوسائل، ج 10، ص 250؛ به نقل از كامل
حديث سى ام: زيارت عاشور
قال الصادق (عليه السلام)
من زار الحسين (عليه السلام) يوم عاشورا وجبت له الجنة
امام صادق (ع) فرمود:
هر كس كه امام حسين (عليه السلام) را در روز عاشوار زيارت كند بهشت بر او واجب مىشود .
اقبال الاعمال، ص 568
حديث سى ويكم: بالاتر از روسپيدى
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
من باب عند قبر الحسين (عليه السلام) ليلة عاشورا لقى الله يوم القيامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصه كربل
امام صادق (ع) فرمود:
كسى كه شب عاشورا دركنار مرقد امام حسين (عليه السلام) سحر كند روز قيامت در حالى به پيشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در ميدان كربلا و دركنار امام حسين عليه السلام كشته شده باشد.
وسائل الشيعه، ج 10، ص 372
حديث سى دوم: نشانههاى ايمان
قال ابو محمد الحسن العسكرى (عليه السلام)
علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين، و زيارة الاربعين، و التختم فى اليمين، و تعفير الجبين و الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم.
امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمود:
نشانههاى مؤمن پنج چيز است: 1 ـ نمازهاى پنجاهگانه (*) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن.
وسائل الشيعه، ج 10 ص 373 و نيز التهذيب، ج 6 ص 52
حديث سى و سوم: رواق منظر يار
قال رسول الله (ص)
الا و ان الإجابة تحت قبته و الشفاء فى تربته، و الائمة (عليهم السلام) من ولده
پيامبر خدا(ص) فرمود:
بدانيد كه اجابت دعا، زير گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان (عليه السلام) از فرزندان اوست
مستدرك الوسائل، ج 10 ص 335
حديث سى و چهارم: تربت و تربيت
قال الصادق (عليه السلام)
حنكوا اولادكم بتربة الحسين (ع) فإنها امان
امام صادق (ع) فرمود:
كام كودكانتان را با تربت حسين (ع) برداريد چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بيمه مىكند .
وسائل الشيعه، ج 10 ص 410
حديث سى و پنجم: بزرگترين دارو
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
فى طين قبر الحسين (عليه السلام) الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر
امام صادق (ع) فرمود:
شفاى هر دردى در تربت قبر حسين (عليه السلام) است و همان است كه بزرگترين داروست.
كامل الزيارات، ص 275 و وسائل الشيعه، ج 10، ص 410
حديث سى و ششم: تربت و هفت حجاب
قال الصادق (عليه السلام)
السجود على تربة الحسين (عليه السلام) يخرق الحجب السبع.
امام صادق (ع) فرمود:
سجده بر تربت حسين (عليه السلام) حجابهاى هفتگانه را پاره مىكند.
مصباح التمهجد، ص 511، و بحار الانوار، ج 98، ص 135
حديث سى و هفتم، سجده بر تربت عشق
كان الصادق (ع) لا يسجد الا على تربة الحسين (ع) تذللا لله و إسكتانة اليه.
رسم حضرت امام صادق (ع) چنين بودكه:
جز بر تربت حسين (ع) به خاك ديگرى سجده نمىكرد و اين كار را از سر خشوع و
خضوع براى خدا مىكرد.
وسائل الشيعه، ج 3، ص .608
حديث سى و هشتم: تسبيح تربت.
قال الصادق (ع)
السجود على طين قبر الحسين (ع) ينور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طين قبر الحسين (ع) كتب مسبحا و ان لم يسبح بها...
امام صادق (ع) فرمود:
سجده بر تربت قبر حسين (ع) تا زمين هفتم را نور باران مىكند و كسى كه تسبيحى از خاك مرقد حسين (ع) را با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مىشود، اگر چه با آن تسبيح هم نگويد.
من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 268
وسائل الشيعه، ج 3 ص 608
حديث سى و نهم:تربت شفا بخش
عن موسى بن جعفر (عليه السلام) قال:
و لا تأخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا.
حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حديثى كه از رحلت خويش خبرى مىداد فرمود:
چيزى از خاك قبر من برنداريد تا به آن تبرك جوييد چراكه خودرن هر خاكى جز تربت جدم حسين (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.
جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، ص .533
حديث چهلم: يكى از چهار نياز
قال الامام موسى الكاظم (ع)
لا تستغنى شيعتنا عن أربع: خمرة يصلى عليها و خاتم يتختم به و سواك يستاك به و سبحة من طين قبر أبى عبد الله عليه السلام...
حضرت امام موسى بن جعفر (عليه السلام) فرمود:
پيروان ما از چهار چيز بىنياز نيستند:
1 ـ سجادهاى كه بر روى آن نماز خوانده شود. 2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد.
3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند. 4 ـ تسبيحى از خاك مرقد
امام حسين (ع) ....
تهذيب الاحكام، ج 6، ص 75
چهل حديث كربل
محمد صحتى سردرودى